الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
89
الغدير ( فارسي )
ننمائى ، رسالت خود را انجام نداده اى . . . » تا آخر آيه ، در اين موقع پيشروان آن كاروان عظيم كه تعداد آنها يكصد هزار يا بيشتر بود نزديك جحفه رسيده بودند پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله امر فرمود آنها را كه از آن نقطه پيشروى كردهاند برگردانند و آنها را كه عقب بودند در جاى خود متوقّف سازند تا على عليه السّلام را در ميان آنگروه آشكار سازد و آنچه را كه خداوند متعال دربارهء او نازل فرموده به آنها ابلاغ فرمايد ، و ( جبرئيل ) آن جناب را آگاه ساخت ، كه خداوند او را ( از كيد بدخواهان ) نگاهدارى فرموده . آنچه در بالا بدان اشعار نموديم در نزد علماء ما ( اماميه ) مورد اتّفاق همگانى است ، ولى ما اينجا در اين مقام باحاديث اهل سنّت در اين زمينه استدلال و احتجاج مينمائيم ، اينك بيان مقصود : 1 - حافظ ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى متوفّاى 310 ( شرح حال او در ج 1 ص 166 ذكر شد ) باسناد خود با بررسى ، در « كتاب الولايه » در طريق حديث غدير از زيد بن ارقم روايت نموده كه : چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در بازگشت از حجة الوداع بغدير خم رسيد ، هنگام ظهر بود و هوا در نهايت گرمى بود ، بامر آن جناب خار و خاشاك آن محلّ را بر طرف ساخته و نماز جماعت اعلام شد و ما همگى مجتمع شديم سپس خطبهء رسا انشاء فرمود ، بعد از آن فرمود : همانا خداوند متعال اين آيه را نازل فرموده است : . . . بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ، و جبرئيل از طرف پروردگار من به من امر نموده كه در اين محلّ ( كه گروه مسلمانان حضور دارند ) بايستم و هر سفيد و سياهى را آگاه نمايم باينكه : علىّ بن ابى طالب برادر من ، وصىّ من ، خليفهء من ، و پيشواى بعد از من است ، من از جبرئيل درخواست كردم كه پروردگارم مرا از انجام اين امر بر كنار فرمايد ، زيرا ميدانستم كه افراد با تقوى كم و موذيان و ملامت كنندگان زيادند كه مرا به پيوستگى زياد با على نكوهش ميكنند و از توجه زياد من بعلى بحدّى نگران و بدبين هستند كه مرا اذن ( گوش ) ناميدهاند ، و خداى